
شاید تماشای نقاشی هایی از یک پسر بچه خیابانی کچل و زشت با گوشهای بزرگ و لباس خواب گشاد برای خواننده امروزی چندان جذاب نباشد. حتی نوشته های طنز آمیزی که بر روی لباس زرد پسرک نوشته شده و صحبت های پسرک را بیان می کند نیز ممکن است اکنون لوس به نظر برسند.
ولی همین پسر زشت با داستانهای معمولی اش بیش از یک قرن پیش پایه گذار پدیده ای شد که در دوران طلایی خود در دهه پنجاه یکی ازبزرگترین صنایع سرگرمی در امریکا محسوب شده و امروزه نیز - اگر چه در مقیاس کوچکتر - از جایگاه قابل توجهی برخودار است.
اگرچه کمیک استریپ امروزه در اقصی نقاط دنیا به اشکال و سبک های مختلف تولید می شود و طرفداران زیادی دارد، ولی در هیچ جای دنیا به اندازه زادگاهش، یعنی امریکا، در اعماق فرهنگ عمومی مردم جا خوش نکرده است. از این رو همواره بسیاری از علاقه مندان و کارشناسان کمیک استریپ برای به دست آوردن درک بهتر از این هنر به مطالعه سیر تکاملی آن در امریکا پرداخته اند.
سرآغاز
اولین کمیک های امریکایی در اواخر قرن نوزده میلادی و به هدف بالا بردن فروش روزنامه ها در روزهای یکشنبه به وجود آمدند.
بسیاری، پیدایش نخستین کمیک را به ریچارد اتکالت، پدید آورنده کمیک «خیابان هوگان» نسبت می دهند. او که کار هنری خود را به عنوان یک تصویرگر در روزنامه «نیویورک ورلد» متعلق به جوزف پولیتزر آغاز کرده بود، در سال ۱۸۹۵ و زمانی که روزنامه پولیتزر فروش خوبی نداشت، کشیدن کارتونی را شروع کرد که تقریبا به تنهایی توانست روزنامه او را از ورشکستگی نجات دهد.
این کارتون که شخصیت اصلی آن پسر بچه کچل معروف ما بود، با چنان استقبالی روبرو شد که در مدت کوتاهی تیراژ روزنامه را از 20 هزار به يکصد هزار افزایش داد.
موضوع این مجموعه کارتونی که در روزهای یکشنبه منتشر میشد شوخی و انتقاد به آداب و رسوم طبقه مرفه جامعه امریکایی بود که در قالب کارها و سخنان کنایه آمیز این پسر بچه خیابانی - سخنانی که روی لباس یکسره و گشاد او نوشته شده بود - بازگو می شد.
کمی بعد، چاپگران روزنامه «ورلد» که آن روز ها برای نخستین بار چاپ رنگی را تجربه میکردند، لباس این پسر را برای آزمایش رنگ زرد انتخاب کردند، و این کارتون به «پسر زرد» شهرت یافت.
با مشاهده محبوبیت این کمیک، راندلف هرست صاحب امتیاز روزنامه «نیو یورک ژورنال آمریکن» که همزمان در نیویورک منتشر می شد و رقابت شدیدی با روزنامه پولیتزر داشت، با دادن پیشنهاد مالی وسوسه انگیزی توانست ریچارد اتکالت و کمیک محبوب اش را به روزنامه خود ببرد و با این کار آغازگر جنجال و کشمکشی بین این دو روزنامه شد که سالها به طول انجامید و پای هر دو روزنامه را به دادگاه کشاند.
عبارت «روزنامه نگاری زرد» نیز با توجه به نقش محوری «پسر زرد» در این ماجرا بر سر زبانها افتاد.
نخستین نقاشی نواری

با توجه به محبوبیت حیرت انگیز کارتون های پسر زرد، روزنامه های دیگر نیز به پیروی از روزنامه «نیویورک ورلد» اقدام به تولید ضمیمه های کمیک در روزهای یکشنبه نمودند و به زودی تب این نوع کارتون ها سراسر امریکا را فرا گرفت.
در همین سالها بود که مشخصات پایه ای کمیک های امروزی شکل گرفت؛ شخصیت های ثابت هر هفته مانند یک سریال تلویزیونی در نقاشی یک کمیک ظاهر می شدند و سخنانی طنز آمیز بیان می کردند و بادکنک های گفتاری - به صورت خطوطی بسته - صحبت های شخصیت ها را در خود جا می دادند. با وجود اين، اکثر کمیک ها در قالب یک عدد نقاشی هفتگی و در یک پانل یا فریم ساخته می شد.
دو سال دیگر طول کشید تا اصلی ترین مشخصه کمیک های امروزی، یعنی چند-پانلی بودن آنها به وجود بیاید.
در سال ۱۸۹۷ رودالف درکس، مهاجر آلمانی که در روزنامه هرست کار میکرد، کمیک استریپی به وجود آورد که برای اولین بار در هر نوبت از چند نقاشی در کنار هم، مانند فریم هایی از یک فیلم، برای بازگو کردن داستان استفاده می کرد.
این کمیک که «بچه های کاتزن يامر» نام داشت، در واقع لغت «استریپ» يا «نوار» را در واژه «کمیک استریپ» نشاند و فصل جدیدی در این راه گشود.
رودالف درکس این کمیک را با الهام از داستانهای مصور هموطن آلمانی خود ویلهلم بوش، به نام "مکس و موریتس" ساخته بود، کتابهایی که در زمان کودکی خود در آلمان خوانده بود. از همین رو تاثیر اروپایی ها در شکل گیری هنر کمیک غیر قابل انکار است.
موضوع این کمیک استریپ درباره خرابکاری های دو پسر بچه شیطان به نام هانس و فریتز بود که با لهجه غلیظ آلمانی صحبت می کردند.
کمیک استریپ در محکمه
با مشاهده استقبال بیش از پیش مردم از این نوع کمیک جدید، این بار نوبت پولیتزر بود که «بچه های کاتسن يامر» را از چنگ هرست و « ژورنال آمریکن» او درآورده و با پیشنهادی هوس انگیز، درکس را به روزنامه خود ملحق کند. این حرکت با شکایت هرست روبرو شد و نخستین پرونده قضایی راجع به کمیک استریپ و حق نشر آن شکل گرفت.
با رای دادگاه، حقوق استفاده از شخصیت های این کمیک در اختیار درکس، خالق آنها، قرار گرفت ولی حق استفاده از عنوان آن (بچه های کاتسن يامر) به هرست و روزنامه اش واگذار شد.
بدین ترتیب درکس در«نیویورک ورلد» نام کمیک خود را به «هانس و فریتز» (و بعد ها به «کاپیتان و بچه ها») تغییر داد و هرست نیز با استخدام هنرمندی دیگر تحت عنوان اصلی «بچه های کاتسن يامر» کمیک استریپی با شخصیت های مشابه منتشر کرد.
این دو کمیک استریپ تا سال 1979 که انتشار «کاپیتان و بچه ها» برای همیشه متوقف شد همزمان منتشر شدند. امروزه «بچه های کاتسن يامر» هنوز توسط های آیزمن تولید شده و لقب قدیمی ترین کمیک استریپ دنیا را با خود یدک میکشد.
شروع دوران طلایی
شیوه جدید کمیک نویسی که درکس پایه گذاری کرده بود مورد تقلید صدها کمیک نگار دیگر قرار گرفت و با پیشرفت فناوری چاپ رنگی، کمیک استریپ ها بیش از پیش شکوفا شدند و روز به روز به تعداد آنها افزوده شد.
در اوایل دهه ۱۹۰۰ ، بیش از ۱۵۰ استریپ توسط سندیکاها توزیع و در روزنامه های مختلف چاپ می شدند. در این زمان کمیک استریپ دیگر مختص روزهای یکشنبه نبود و اکثر روزنامه ها، علاوه بر روزهای یکشنبه که ضمیمه کمیک پر و پیمانی داشتند، صفحات روزانه ای نیز به کمیک استریپ اختصاص میدادند.
بدین ترتیب استریپ سازی به شغل تمام وقت هنرمندانی تبدیل شد که برای سندیکا ها کار کرده و از طریق آن کمیک هایشان را در سراسر آمریکا توزیع می کردند.
بسیاری از کمیک نویسان روزنامه ای از این دوران به عنوان دوران طلایی کمیک یاد می کنند. چرا که این تنها دوره ای در تاریخ بود که نقاشی های رنگی هر کمیک در اندازه های بسیار بزرگ به چاپ می رسید و هنرمندان از نظر جا در مضیقه نبودند.
سرزمین رویایی

سی سال دیگر، یعنی تا اواسط دهه بیست، طول کشید تا قدم بزرگ بعدی در سیر تکاملی کامیک برداشته شود. در این مدت، طنز و شوخی کوتاه، محور اصلی داستانهای کمیک ها را تشکیل می داد و نقاشی های کارتونی سبک حاکم بر این استریپ ها بود.
همچنین، داستانهای کمیک معمولا دنباله دار نبود و با وجود شخصیت های ثابت، در هر نوبت آن داستان آغاز و پایانی مشخص داشت.
در همین دوران یک کمیک استریپ با نوآوری هایش زمینه ساز تغییر و تحولی بزرگ در صنعت کامیک گشت. در اکتبر سال ۱۹۰۵، اولین قسمت از کمیک استریپی در روزنامه نیویورک هرالد منتشر شد که به عقیده بسیاری از کارشناسان یکی از بهترین کمیک استریپ های تاریخ این هنر است.
این کمیک استریپ، که بر خلاف نمونه های دیگر زمان خود کاری جدی، سورئال، و بعضا خوفناک بود، «نیمو کوچولو در سرزمین رویاها» نام داشت و حکایت مصور خوابهای پسر کوچکی به نام نیمو و دنیای مشوش رویاهای او بود.
نویسنده این کامیک، وینزور مک کی، یکی از معدود کمیک نگارانی است که کارهایش در موزه متروپولیتن نیویورک به نمایش درآمده اند و همواره به خاطر سبک دقیق و زیبای نقاشی هایش مورد تقدیر و ستایش قرار گرفته است.
اگر چه این کمیک استریپ با موضوعات «بزرگسالانه» و جدی ترش از محبوبیت عمومی کمتری نسبت به دیگر همقطاران خود برخوردار بود، ولی با جلب توجه منتقدان هنری موجب پیدایش جنگ دیگری بین سردبیران روزنامه های معروف برای آوردن مک کی به روزنامه خود شد.
مهمتر از آن، این کمیک با وارد کردن شاخصه های جدید به این عرصه - مانند ادامه دادن یک داستان در چند هفته - راه را برای نوع جدیدی از کمیک ها گشود که در آنها ماجراجویی حرف اول را میزد.
تولد ماجراجویان: تابز، گوردون و تارزان

آوریل سال ۱۹۲۴ شاهد دوران جدیدی در بلوغ کمیک استریپ بود. در آن ماه، روی کرین بیست و دو ساله، داستانهای «واشنگتن تابز» را خلق کرد. واشنگتن تابز، پسر جوانی بود در جستجوی گنج و با ماجراهای هیجان انگیز خود هفته به هفته خوانندگان را به دنبال خود همراه می ساخت.
بدین ترتیب برای اولین بار کمیک استریپی سریالی و دنباله دار به وجود آمد که ماجراجویی را جایگزین طنز کرد. این بار نیز استقبال بی اندازه مردم از این کمیک استریپ موجب پیدایش کمیک های بیشمار دیگر در همین سبک شد.
از جمله معروف ترین این کمیک ها، باک راجرز، داستان علمی - تخیلی خلبانی بود که پس از گیر افتادن در غار و استنشاق گازی بیهوش کننده، ۵۰۰ سال به خواب فرو می رود. پس از به هوش آمدن، باک با دنیایی روبرو می شود که در آن مغولها آمریکا را تسخیر کرده و عده ای مبارز در حال جنگیدن با آنها هستند.
بدین ترتیب باک نیز به صف مبارزان پیوسته و درگیر نبردی پایان ناپذیر برای آزاد سازی آمریکا میشود.
کمیک استریپ ماجرایی مشهور دیگر، تارزان، انسان معروف جنگلی بود که با حیوانات وحشی نبرد کرده و به خاطر پخش سریالهای تلویزیونی آن در ایران نیز شخصیتی شناخته شده است.
این استریپ توسط هارلد فاستر، یکی از بزرگان هنر کمیک در امریکا در ژانویه ۱۹۲۹ خلق شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت.
بعد از مدت کوتاهی فاستر توجه اش را به پروژه های دیگر معطوف کرد و کار نقاشی کمیک استریپ تارزان را رکس مکسون بر عهده گرفت.

از جمله کمیک استریپ های ماجرایی محبوب دیگر که در همان دوران چاپ شد می توان از دیک تریسی، ماجراهای نبرد پلیس مخفی با گانگستر ها و فلش گوردن، داستان جنگ قهرمانی به نام فلش گوردون با دشمنی شرور در فضا نام برد.
اما در همان حال که فلش گوردن بر روی کره مریخ با دشمنان بشریت گلاویز می شد، تحول دیگری بر روی زمین در حال شکل گرفتن بود که انقلابی در صنعت کمیک به وجود می آورد؛ انقلابی به نام «کتاب کمیک».
ادامه دارد...