
در یکی از همین روز های برفی امسال، هر کاری داری به بعد موکول کن و سری به کافه شوکا بزن. یارعلی، با یک کاسه هریسه منتظر توست.
هریسه معجونی است پخته شده از کلم قرمز، لبو، سیب زمینی، لوبیا، شوید و چند چيز ديگر که از ابتکارات تازه صاحب کافه به شمار می رود.
تلاش نکنید خودتان آن را تهیه کنید، یارعلی هیچ وقت فوت آخر را به کسی یاد نمی دهد. نام این غذا از واژه ای آمده است که در شهر های جنوبی کشور از جمله زادگاه يارعلی، مسجد سليمان، به معنای هلیم به کار می رود.
کافه شوکا
- تعداد ميز: 4
- گنجايش: 17 نفر نشسته
- متوسط قيمت: 2000 تومان
- پيشنهاد: هريسه (گياهی و بدون عوارض جانبی!)
- نشانی: تهران، خيابان گاندی، مرکز خريد گاندی،
کافه شوکا، در کنج طبقه دوم مرکز خرید خیابان گاندی تهران، یکی از معروف ترین کافه های این سال هاست که میان برخی به شدت محبوب است و از سویی دیگر، کم نیستند آن هایی که حاضر نمی شوند حتی همراه دوستی چون شما، پایشان را آن جا بگذارند.
«شوکا رو» ها، خیلی وقت ها به روشنفکربازی متهم شده اند، گرچه محکمه ای برای رسيدگی به اين اتهام برپا نشده است. به نظر می رسد در آن صورت، صاحب کافه به همراه گروه وکلایش بتوانند از این اتهام خود را تبرئه کرده و به سرعت اعاده حیثیت کند.
کافه شوکا، به هیچ وجه یک «کافی شاپ» نیست. مشتری های این جا تقریبا چهره های ثابتی هستند. شوکا را حتی با کمی اغراق، می توان با توجه به فضای داخلی و نحوه مدیریتش یک «میهمانی دانگی» دانست: وارد می شوی، با همه، از مشتری بگیر تا صاحب کافه گپ می زنی، می نشینی، چیزی می نوشی، در پایان بلند می شوی، پول چیزهایی که خوردی را حساب می کنی و می زنی به چاک!
اگر توقع دارید با دوست دختر یا دوست پسرتان به این کافه بروید، حرف های خصوصی بزنید، «لاو بترکانید» و دست آخر هم موفق از کافه بروید، صمیمانه می گویم : لطفا شوکا را فراموش کنید. این اصل درباره ی جلسه های خصوصی کاری هم صادق است. اما اگر می خواهید وارد فضایی دوستانه شوید و یا درباره ی موضوعی، به صورت عمومی مشورت کنید، فرمان را به سمت خیابان گاندی بچرخانید و تند تر برانید.

میز و صندلی های قرمز رنگ، دکور چوبی زردرنگ، کتاب های آویزان شده، پوستر نمایشگاه های مختلف، عکس ها و کاریکاتور هایی از خود کافه، با پرده های حصیری، شکل دهنده دکوراسیون این کافه است.
برخی از مدافعان شوکا، نقش آن را در حد یک نهاد اجتماعی - هنری بالا می برند و گواه سخن آن ها، برگزاری مسابقات متعدد از جمله مسابقه عکاسی آشپزخانه و تلاش برای برگزاری نمایشگاه مسروقان آثار هنری و امثال آن است.
شوکا، حواشی بسیار دارد و گاهی خود، سوژه می شود. از نوشته های چاپ شده يارعلی پورمقدم، صاحب کافه، مانند «یادداشت های یک قهوه چی» و «حوالی کافه شوکا»، تا اجرای نمایشی بر اساس همین متن در تئاتر شهر. یا برگزاری نمایشگاه عکس های پیمان هوشمند زاده، از کافه شوکا در گالری گلستان.

در کافه، اگر پشت میز آخر بشینی، یک پلاک روی میز می بینی که نام و امضای بیژن جلالی، شاعر بر آن حک شده و نشانه کافه نشينی های عصرگاهی او در طول ساليان سال است که درست تا چند روز پیش از مرگ، هر وقت که به شوکا می آمد، پشت همين ميز می نشست.
اگر یک «شوکا رو»ی دائمی شوی، با چند نفر دیگر هم آشنا می شوی که البته هیچ نقش مدیریتی و یا مالکیت در این کافه ندارند، اما انگار مستاجران دائمی شوکا هستند تا در آینده، شاید صاحب یک پلاک روی میزهای شوکا شوند.
شکلات داغ شوکا، یکی از پر طرفدار ترین نوشیدنی هایی است که این روز های زمستانی می چسبد. اما اگر می خواهید چیزی که می خورید ته دلتان را هم بگیرد، چای و نون و پنیر به شدت پیشنهاد می شود : چای شیرین، به همراه دو نان کوچک گرد، پنیر، گوجه فرنگی، گردو و ...
تا پيش از آنکه چای و نان و پنير به منوی شوکا راه بيابد، چای در اين کافه، فروشی نبود. يک فنجان چای، که به قول صاحب کافه بهترين چيزی است که در شوکا سرو می شود، امتيازی انحصاری برای «ميهمانان ويژه» و «خودی»های شوکا بود که می توانستند به آن ببالند!

حالا گرچه می توان چای را کنار نان و پنير سفارش داد اما اصلا به هوس نيفتيد که ليوانی آب سفارش دهيد؛ مشتری های اين ميهمانی-کافه دانگی، باید خودشان برای خود آب بریزند. همچنین این کافه به هیچ وجه به آن هایی که از دود سیگار بیزارند توصیه نمی شود.
«شوکا رو»های قديمی و باسابقه، روزهایی را به یاد می آوردند که در فضای جلوی کافه، میزها و صندلی های زیادی چیده می شد تا مشتری ها علاوه بر داخل کافه، در محوطه ی مرکز خرید گاندی هم بنشینند، اما چند سالی است که دیگر این سنت، به خاطر محدودیت ها رعایت نمی شود و تنها چهار میز و یک پیشخوان، میزبان بچه های کافه است.
با همه ی این رسم و رسوم ها، تضمین می کنم شوکا متفاوت از همه کافی شاپ هایی است که به سرعت در شهر تهران تکثیر شده اند. اگر برای کشف و عادت به این کافه احتیاج به زمان زیادی دارید، صبح ها را انتخاب کنید. یک کافه ی خلوت، برای خواندن روزنامه ی صبح و نوشیدن قهوه ترک به اندازه ی کافی انگیزه حضور در شوکا نیست؟