
نمايشگاه «مرورى بر آثار نقاشى و معمارى ميرحسين موسوى» روز ۲۶ آذر در موسسه فرهنگى و هنرى صبا واقع در خيابان برادران مظفر (صباى شمالى) تهران افتتاح شد.
نخستوزير ايران در دوران جنگ با عراق در حالى آثارش به نمايش گذاشته شد كه تنها چند ماه تا انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى زمان باقى مانده است. به همين سبب او پرهیز دارد که این نمایشگاه، معنایی سیاسی بیابد و نشانه بازگشت او از بازنشستگی سیاسی، تلقی شود.
اين نمايشگاه که تا ۱۶ دى در تهران داير است و سپس به صورت دورهاى در سايرشهرهاى بزرگ ايران برگزار خواهد شد، آثار میرحسین موسوی را در دو بخش جداگانه به نمایش می گذارد:
گزيده ای از آثار تجسمی ميرحسين موسوی
بخش اول آثار نقاشى، كه شامل ۹۰ اثر است با زمينههايى اغلب سفيد، كه ضمن برخوردارى از خواص نقاشى مدرن، مخاطب را به ياد نقاشىهاى شرق دور مىاندازد، و به سادگى با بيننده ارتباط برقرار مىكند.
بخش دوم تصاويرى است از آثار معمارى مهندس ميرحسين موسوى كه توسط كامران عدل عكاسى شده است.
كامران عدل كه يكى از با سابقه ترين عكاسان معاصر ايران به شمار مىآيد عقيده دارد هنرمند، نمايشگاه برپا مىكند كه به ديگران بنماياند تا چه حد توانايى خلق آثار باارزش را دارد: «من مخصوصا در اين نمايشگاه مىخواستم به ميرحسين موسوى بگويم كه بهترينم، مىتوانم و بسيار خوب هم مىتوانم. گفتن اين حرف برايم مهم بود چون به نظرم زمينهاى خواهد بود براى رسيدن به نمايشگاههايى بزرگتر و بهتر.»
شايد بتوان گفت اين نمايشگاه به ماراتنى بزرگ ميان دو هنرمند پيشكسوت بدل شده بود؛ دريك طرف ميرحسين موسوى نقاش و معمارى كه به عقيده برخى از معمارها، هنرمندى برجسته است و در آن سو كامران عدل، عكاس موسسه آقاخان در ايران كه مى گويد: «من عقيده دارم در اين نمايشگاه اول شخصيت مير حسين مطرح بود بعد كارهاى من.»
كامران عدل، ميرحسين موسوى را يكى از قوىترين معمارهاى ايران مىداند: «او به خوبى مىتواند از المانهاى ايرانى مانند حوض يا باغ ايرانى در كنار المانهاى مدرن استفاده كند به طورى كه بيننده اين تركيب را نامتجانس نيابد. به همين دليل من او را يك هنرمند سياستمدار مىدانم هرچند كه مردم ايران بيشتر ايشان را يك سياستمدار مىدانند.»
نمايشگاه در هوايى بارانى در حالى كه جمعيت زيادى در حياط موسسه انتظار باز شدن درها را مىكشيدند با سى دقيقه تاخير افتتاح شد ازدحام جمعيت به حدى بود كه راههاى ورودى به سالنها بسته شد به طورى كه راهى براى ورود برخى مهمانان رسمى وجود نداشت.
مسولان برگزارى نمايشگاه تعداد بازديدكنندگان را در ساعات اوليه حدود هشت هزار نفر ارزيابى كردند و عقيده داشتند در صورتى كه هوا مساعد بود تعداد بازديدكنندگان به دو برابر افزايش مىيافت.

در ميان انبوه جمعيت، چهرهاى سرشناس بسيارى را مىشد ديد؛ از مقامات عاليرتبه خارجى همچون سفير فرانسه گرفته تا شخصيتهاى برجسته سياسى، فرهنگى ، هنرى و دانشگاهى ايرانى.
با گذشت يك ساعت از شروع نمايشگاه، كماكان كامران عدل در ابتداى مسير ورودى در ميان حلقهاى از خبرنگاران و عكاسان محاصره شده بود و به سختى مىتوانست با مهمانان اختصاصىاش خوش و بشى كند اما ناگهان تمام دوربينها به سمت در ورودى چرخيد و نور فلاش دوربينها همه فضا را براى چند لحظه روشن كرد، در ميان جمعيتى كه به سختى وارد سالن مىشدند، ميرحسين موسوى سعى داشت به آرامى راه خود را به سمت كامران عدل باز كند.
شاتر دوربين عكاسان به سرعت شروع به كار كرد. ميرحسين موسوى قبل از رسيدن به كامران عدل با لبخندى پدرانه از عكاسان خواست: «خواهش مىكنم عكاسى نكنيد و اجازه بدهيد من بتوانم نمايشگاه و كارهايش را ببينم.»
يكى از مسولان برپايى نمايشگاه با اشاره به اينكه ميرحسين موسوى از برگزارى نمايشگاه هنگامى مطلع شد كه كار برپايى آن رو به اتمام بود مىافزايد: «قرار بود آقاى مهندس ميرحسين موسوى تا آنجايى كه ممكن است در جريان برپايى نمايشگاه قرار نگيرد زيرا همه ما به خوبى مىدانستيم كه آقاى مهندس به دليل پيشگيرى از هر نوع سوظن سياسى، از برپايى آن جلوگيرى خواهد كرد.»
او كه به سختى از ميان جمعيت به سوى ديوار مى رود تا در فضاى خلوت ترى صحبت كند، ادامه مىدهد: «اما هنگامى كه آقاى عدل مىخواست آخرين اثر معمارى ايشان (ساختمان مركز استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام) را عكاسى كند برايش سوالاتى مطرح شد كه ناچار شد به دفعات به ايشان مراجعه كند و اين باعث شد كه آقاى مهندس شك كند و در جريان برپايى نمايشگاه قرار بگيرد و همان طور كه پيش بينى مىشد زياد هم از برگزارى آن راضى نبود.»
ميرحسين موسوى در همان چند ثانيه ابتدايى با لحنى جدى به خبرنگاران اعلام كرد كه امشب به هيچ پرسشى پاسخ نخواهد داد و سپس به سرعت خود را به كامران عدل كه هنوز اسير خبرنگاران بود رساند.
«هنرمند سياستمدار» با لبخندى صميمانه دست هنرمند عكاس را فشرد تا از تصاوير آثارش تشكر كند: «عكسها بسيار عاليست فكر نمىكنم بهتر از اين ممكن بود اين بناها عكاسى شوند.»
بخش عكس اين نمايشگاه، تنها به دليل نام دو هنرمند سرشناس نبود كه توجه خبرنگاران و بازديدكنندگان را جلب مى كرد؛ اين بخش با به نمايش گذاشتن ۱۳۰ قطعه عكس، بزرگترين نمايشگاه عكس انفرادى ايران شده و از حيث كميت نيز، اهميت يافته است.

يكى از عكاسان حرفهاى كه با جمعى از هنرجويانش براى بازديد از نمايشگاه آمده و در پاى هر عكس درباره تكنيك و نوع ديد عكاس براى آنان توضيحاتى مىدهد عقيده دارد: «عكسها بسيار حرفهاى گرفته شدهاند ، عكاس به صورت توامان به ارزشهاى معمارى و تكنيكهاى عكاسى توجه داشته و به گمان من عكاس موفق شده به بهترين شكل ممكن مخاطب را در فضاى بنا قرار دهد.»
در هر يك از سالنها جمعيت انبوهى با تفكرات، عقايد و حتى نوع پوششهاى متفاوت و گاهى متضاد كنار هم جمع شده بودند تا نمايشگاه را در اولين روز افتتاحش بينند؛ از زن هايى با مانتوهاى تنگ و چكمههاى بلند و مردانى كراواتى گرفته تا خانم ها و آقايانى با پوشش اسلامى و ظاهرى مذهبى تر.
در گوشهاى از سالن كه به عكسهايى از دانشگاه شاهد اختصاص يافته است، مردى ميانسال ضمن تمجيد از توانمنديهاى ويژه عكاس مىگويد: «من و دوستانم در اين دانشگاه تحصيل كردهايم و در حال حاضر در همين دانشگاه مشغول تدريس هستيم، اما با ديدن اين عكسهاست كه به زيبايىهاى معمارى اين بنا پىبردهايم.»
رفته رفته عقربههاى ساعت به هشت نزديك مىشود در قسمتهاى مختلف سالن عدهاى گرد هم آمدند و در مورد نمايشگاه و هنرمندان آن مشغول گفتگو هستند.
در يكى از همين گروهها جوانى كه دانشجوى ترم آخر رشته معمارى است در حال نقد كردن بخش عكسهاست: «به نظر من به جاى آنكه اين آثار، عكسهايى باشند كه نوع معمارى را نشان دهند يا عكسهايى باشند كه به عكاسان جوان درست عكاسى كردن از بنا را آموزش دهند به عكسهايى مبدل شدهاند كه بيشتر تزئينى هستند. انگار بيشتر عكاس دغدغه "زيبا" عكس گرفتن را داشته تا "خوب" عكس گرفتن، يا در برخى از عكسها تركيب و تناسب مناسبى بين فضا و خود اثر معمارى وجود ندارد حتى به عقيده من گاهى بريدن عكسها بسيار ناشيانه به نظر مىرسد هرچند كه عكاس به صورت تعمدى اين كار را انجام داده باشد.»
با رسيدن زمان پايانى نمايشگاه مىتوان نجواهاى برخى از بازديدكنندگان را شنيد كه حكايت از نامزدى سياستمدار هنرمند در انتخابات آتى رياستجمهورى و گسست هميشگى وى با دنياى هنر داشت. نجواهايى كه در دو دهه اخير، بارها شنيده شده اند اما آخرين نخست وزير تاريخ ايران، هيچگاه تاييدشان نكرده است.