2008 مه 16
نام کاربری: کلمه عبور:

مقام مجازی

در هفته ای که گذشت گزارش خوبی خواندم در زیگزاگ در باره حمام ها یا گرمابه های عمومی در ایران که یکی از آن ها با عکس های بسیار خوبی هم همراه بود. پس از چند روز وقتی دیروز دوباره آن گزارش ها را می دیدم تازه دقت کردم که در این دو گزارش چیزی به نام حمام «زنانه»وجود ندارد. در حالی که درسال های دور شما به هر حمامی که در ایران می رفتید یک بخش زنانه هم داشت و حالا –برطبق یکی از همین گزارش ها- کمتر شده است ولی باز هم به برخی از حمام ها که بروید یک بخش زنانه هم دارد. می دانم که فی الحال بسیاری از عقلای قوم زیر لب غر غر می کنند که « در باره حمام زنانه که نمی شود نوشت یا عکاسی کرد!» و این کلمه نمی شود را آن چنان با تاکید و از مخرج فهم ادا می کنند که کسی جرات نداشته باشد بپرسد چرا؟

من هم دچار این توهم هستم که غالبا این قدرم عقل و درایت باشد که نپرسم چرا بلکه می خواهم بپرسم تا کی؟و تا کجا ها؟به نظر من  ما خط کشی شرم آوری را به رسمیت می شناسیم که میراث به رسمیت شناخته شدن انحصار توان ماهیچه ای آقایان است در آغاز پیدایی نوع بشر. همین روز ها در جایی در مجلسی قرار است در ادامه راه و روش مرز بندی جنسیتی بنشینند و بلند شوند و بگویند زنان حق ادامه تحصیل در این رشته ها را در دانشگاه ندارند. بی آن که به روی خودشان بیاورند که با همین منطق می توان گفت اگر تعداد مدارس ابتدایی کم باشد آن وقت لازم نیست دختران به مدرسه بروند.

اما نکته جالب تر این است که در این باره بیشتر به جدیت روزنامه نگاران زن می نویسند والبته فعالان حقوق زنان هم که لابد باید خانم ها باشند می نویسند و اعتراض می کنند و نه آقایان. این وضعیت نتیجه آن است که در عرف روزنامه نگاری در شرایط حاکمیت تبعیض جنسیتی نوعی روزنامه نگاری بر مبنای تبعیض جنسیتی هم شکل می گیرد که هم روزنامه نگاری مردانه دارد هم روزنامه نگاری زنانه ، چیزی در ادامه مرز بندی خانه به اندرونی و بیرونی و آشپزخانه و اتاق خواب در یک سو و میهمان خانه در سوی دیگر. روزنامه نگاری مردانه حرف های جدی می زند مثل سیاست و بزرگوارانه اجازه می دهد در یک اتاق پشتی هم به اسم بخش یا سرویس زنان خانم ها بنشینند و پشت سر آقایان تا دلشان می خواهد غیبت کنند. پیامد عملی این ماجرا این است که شما در تمامی بخش های روزنامه یا نشریه یا سایت می توانید همه قواعد تبعیض جنسیتی را رعایت کنید و فقط یک حیاط خلوت بدهید به خانم ها در چند صفحه .

روزنامه

البته روزنامه نگاران و به ویژه روزنامه نگاران زن آن قدر هوشیاری داشته اند که از همین شرایط هم برای دنبال کردن حرف های خود استفاده کنند اما واقعیت این است که در بخش های بیرون ازتحریریه زنانه هنوز واقعیت تبعیض جنسیتی خود را در بیشتر موارد حفظ کرده است. این وضعیت بیش از آن که ناشی از انتخاب روزنامه نگاران باشد ناشی از فرایند های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که روزنامه نگار را در انتخاب موضوع یا رخداد، تعریف حدود آن و چگونگی ورود و خارج شدن از موضوع (یا رهیافت) محدود یا هدایت می کند.

هرچه روزنامه نگاری در شرایط حرفه ای تری انجام گیرد ( در برابر شرایط آماتوری یا تجربی که چندان دغدغه رقابت در بازار یا افزودن مخاطب ندارد) سهم این روند ها درانتخاب موضوع و رهیافت در پرداختن به آن افزایش می یابد تا جایی که در شرایط خاص – که سانسور گسترده و شدید است - روزنامه نگاری کردن جای خود را به روزنامه نگاری شدن می دهد. در روزنامه نگاری تجربی شما دستتان در انتخاب موضوع باز است و به سراغ هرموضوع نا شناخته و گاه عجیب و غریبی می توانید بروید و بیشتر این مهم است که خوب به آن بپردازید اما در روزنامه نگاری حرفه ای بیشتر باید به سراغ موضوعاتی بروید که بیشتر خوانندگان که نه روزنامه نگاران اند و نه علاقه ای به بحث های روزنامه نگارانه دارند انتظار خواندن آن را دارند.در روزنامه نگاری بیشتر خوانندگان انتظار دارند شما در باره مهم ترین موضوعاتی که به زندگی روزمره آن ها مربوط است بنویسید.

آن ها فقط از سر نیاز و به دلیل کاربرد اطلاع رسانی هر روز روزنامه می خرند یا به یک سایت خبری مراجعه می کنند. این یکی از وجوهی است که روزنامه نگاری را از صنعت سرگرمی جدا می کند اگر چه صنعت سرگرمی از آن بهره می برد.در روزنامه نگاری شدن ، شما به موضوعات مهم زندگی مردم تنها از منظر فرآیند هایی که بر شما مسلط است نزدیک می شوید و تنها در چارچوبی می نویسید که پیش از آن که شما موضوع خود را انتخاب کنید برای شما تعیین شده است.

ممکن است بسیاری از روزنامه نگاران این نگاه را جبر گرایانه بدانند و نپسندند اما برای این که کلاه خود را قاضی کنند بهتر است این بار وقتی می خواهند در باره رخدادی یا موضوعی بنویسند سعی کنند فهرستی از ملاحظاتی را که در آن لحظه باید در نظر بگیرند برای خود یادداشت کنند، البته در یک لحظه واقعی: حال و هوا و انتظارات خواننده شما در آن لحظه چیست؟ کارفرما یا سردبیر شما از شما چه انتظاری دارد؟ چه قدر این رخداد یا نظر شما می تواند مورد موافقت خوانندگان قرار بگیرد؟ چه پیامد هایی برای شما دارد؟آیا موقعیت شما نزد مخاطب متناسب با روایتی که بیان می کنید هست یا به تعبیر دیگر شما آن قدر نزدیک به موضوع دانسته می شوید که روایت تان دارای اعتبار باشد؟ آیا همه اطلاعات لازم برای روشن شدن موضوع یا آشکار سازی رخداد را می توانید بگویید؟و... پاسخ دادن به این پرسش ها در شرایط عادی برای هرروزنامه نگاری یک ضرورت است. آیا اگر دامنه این ضرورت ها گسترده باشد آیا شما روزنامه نگاری می کنید یا ضرورت ها؟روزنامه نگاری می کنید یا روزنامه نگاری می شوید؟