2008 مه 13
نام کاربری: کلمه عبور:

کارگران ایرانی، عکس :‌ نیما افشارنادری

شاید آخرین یادگار روز هایی که هنوز روزنامه نگاری چپ و به اصطلاح پرولتاریایی (proletarian journalism) در ایران وجود داشت، همین روزی باشد که در سالنامه های رسمی ایران به نام «روز کارگر» یا یازده اردیبهشت که برابر با اول ماه می مسیحی است به جا مانده است.

بعد ها این روز به دلیل هم زمانی آن با ترور «آیت الله مرتضی مطهری» روز «معلم» هم نامیده شد که اسم اش برای معلم ها باشد و مراسم اش برای مطهری.

«روز» کارگر در سال های اخیر به «هفته» کارگر تبدیل شد و مراسم آغاز این هفته که گرد هم آمدن کارگران به اتفاق خانواده هایشان در جمعه پیش از روز کارگر در گردشگاه ها و در تهران در پارک «چیتگر» بود اهمیت بیشتری در میان خانواده های کارگران پیداکرد.

امسال هم این مراسم با وجود اختلافاتی که میان برگزار کنندگان رسمی برنامه های هفته کارگر و تشکل های کارگری وجود داشت از سوی کارگران برگزار شد. در برنامه های رسمی که از سوی تشکل های مورد حمایت دولت برگزار می شود ، آغاز رسمی این هفته با مراسمی در محل خاک سپاری «آیت الله خمینی» اعلام می شود.

اهمیت این هفته برای کارگران بیشتر به این دلیل است که سال هاست روزنامه ای که به طور مستقل به مسائل کارگران بپردازد و جود ندارد و کارگران معمولاً در تجمعات و راهپیمایی ها به بیان مسائل خود می پردازند. تنها روزنامه به رسمیت شناخته شده برای پرداختن به مسائل کارگران روزنامه «کار و کارگر» است که ارگان «خانه کارگر» به عنوان تشکل مورد حمایت دولت در سال های پس از انقلاب به شمار می آید.

این تشکل، آخرین تشکل رسمی در جمهوری اسلامی است که در کنترل نسبی طرفداران «اصلاحات» مانده و توانسته است نماینده خود را در دور دوم انتخابات مجلس از تهران با حدود ۲۶۰ هزار رای به مجلس بفرستد.

آخرین تحول در روزنامه «کار وکارگر»، هنگامی اتفاق افتاد که گروهی از جوانانی که در آن روزنامه کار می کردند فضای آن را برای کار در باره مسائل کارگری محدود یافتند و خبرگزاری «ایلنا» را به راه انداختند.

خبرگزاری «ایلنا» در تیر ماه ۱۳۸۶ به دستور دادستانی تعطیل شد و اگرچه بنا به روایت روزنامه اعتماد سایت خبری «دسترنج» از دی ماه ۸۶ جایگزین آن شده است، اما عملاً از آن زمان به بعد تکیه کارگران ایران برای انعکاس فعالیت ها و مسائل خود به رسانه های خارجی افزایش یافت.

نخستین مرزبندی میان روزنامه نگاری کارگری مورد حمایت دولت و روزنامه نگاری که می پنداشت متکی بر جنبش کارگری ایران است در سال ۱۳۵۸ و با انتشار نشریه ای با نام «کارگر مسلمان» آغاز شد که با هدف فاصله نهادن میان مطالبات کارگری به روایت گروه های چپ و روایتی رسمی از آن منتشر می شد. «کارگر مسلمان» را «علیرضا محجوب» منتشر می کرد که اکنون به عنوان نماینده تهران از سوی «خانه کارگر» به مجلس راه یافته است.

آخرین روزنامه هایی که در چارچوب کلاسیک روزنامه های کارگری یعنی پذیرفتن مفهوم جدال طبقات، در ایران منتشر می شدند در سال ۱۳۶۰ در پی صدور اعلامیه ای از سوی «اسدالله لاجوردی» که در آن زمان دادستان بود، توقیف شدند. از آن زمان تا کنون اگر به زبان روزنامه نگاری چپ سخن بگوییم جدال طبقات در ایران بدون روزنامه نگاران و نظریه پردازان چپ انجام می گیرد که خود را در جایگاه «داور» این منازعه می دیدند.

اگرچه روند سانسور مطبوعات پدید آورنده چنین فضایی است اما نباید سهم ویژگی های روزنامه نگاری چپ را در ایران دررسیدن به چنین نقطه ای نادیده گرفت. روزنامه نگاری که نتوانست خود را از چارچوب های سازمانی و حزبی جدا کند و به پدید آمدن روزنامه نگارانی مستقل از احزاب و گروه های سیاسی بیانجامد.

سنت روزنامه نگاری کارگری، در دو شکل اصلی در بیش از نزدیک به دو قرن اخیر وجود داشته است: گونه ای از آن که روایت گر فضای کار و زندگی کارگران و تلاش های آنان برای به دست آوردن حقوقی مانند ساعت کار قانونی، حداقل دستمزد، حق اعتصاب و اموری از این دست بوده است و بیشتر از جانب کسانی دنبال شده است که یا خود از فعالان جنبش های کارگری بوده اند و یا دارای پیوند های نزدیک با کارگران یا تشکل های کارگری بوده اند. این شکل از روزنامه نگاری کارگری را «جرمی هیکس» Jeremy Hicks «کارگر-خبرنگار» نامیده است. (1) هیکس در کتاب خود، در میان ژورنالیسم و ادبیات شرح داده است که چگونه کسانی مانند «مایاکوفسکی» در دهه بیست میلادی در روسیه واروپای شرقی با پدیده کارگران روزنامه نگاری روبرو شده بودند که توان ادبی خود را در خدمت روزنامه نگاری در باره کارگران قرار داده بودند و به شکل گیری سبک نوشتاری خاص کمک کرده بودند، سبک نوشتاری که روزنامه نگاری را به میان کارگران می برد.

گونه دیگری از روزنامه نگاری کارگری را روشنفکران فعال در جنبش های کارگری بنا نهادند که به بحث در باره مسائل روز جنبش و تحلیل نظری آن می پرداختند و به تعبیری روشنفکران خورده بورژوایی بودند که برای کارگران و سازمان های کارگری سخن می گفتند. این سنت اگرچه در گروه ها و سازمان های «سوسیالیستی» و «مارکسیستی» رشد کرد اما به تدریج با تغییر در فضای روشنفکری در اروپا در دهه ۵۰ و ۶۰ و با افزایش قدرت سندیکا ها و اتحادیه های کارگری مستقل از احزاب و گروه های مارکسیست و سوسیالیست به نوعی روزنامه نگاری مستقل کارگری انجامید.

روشنفکران و روزنامه نگارانی که از مارکسیسم فاصله گرفتند نخستین پایه گزاران این سبک روزنامه نگاری بودند. کسانی مانند «کورنیلیوس کاستوریادیس» (Cornelios Castoriadis) با اندیشه هایی مانند خودگردانی کارگران در جنبش کارگری به این گونه از روزنامه نگاری استحکام نظری بخشیدند.(۲)

در ایران تا سال های نخست پس از انقلاب هنوز این سنت وجود داشت که روزنامه های بزرگ مانند «اطلاعات» یک بخش کارگری داشته باشند که تا حدی روزنامه نگاری را با دنیای کارگران نزدیک می کرد اما کم کم این بخش در بخش بزرگتر اقتصاد محو شد و همان ارتباط سازمان یافته هم از بین رفت و اکنون تنها سایت های اینترنتی می کوشند تا به روزنامه نگاری کارگری جان تازه ای ببخشند.

1- معرفی کتاب هیکس را در این جا ببینید.
۲ – شرحی از آرای «کاستوریادیس» را در این جا ببینید.

عکس از :‌ نیما افشارنادری