2008 ژوئيه 6
نام کاربری: کلمه عبور:
حمله به تمدن ایران
07/04/2007 23:14:21

در هفته های گذشته به تمدن ایرانیان حملات بسیاری روا شد  از طرفی در فیلم 300 تمدن ایران را به سخره می گیرنند و واقعیت تاریخی ایران را منکر می شوند شاهی بدجنسف زنان فاحشه و غول های بیابانی نشان دهند تمدن ایران است و از عید نوروز نیز به عنوان تمدن کردها و ترک ها یاد می شود در حالی این تمدن ریشه در تمدن ایران باستان دارد

هم اکنون جشن‌های گوناگونی همچون جشن سنت‌پاتریک که ریشه ایرلندی دارد در کشورهای گوناگون جشن گرفته می‌شود ولی فرد یا نهادی، خاستگاه ایرلندی آن را انکار نمی‌کند و مثلاً به این خاطر که در کانادا هم با شکوه بسیار برگزار می‌شود صفت «کانادایی» به آن نمی دهد. زبان انگلیسی نیز در آمریکا، کانادا و استرالیا زبان رسمی است ولی کسی در محافل و رسانه‌های بین المللی آنرا زبان آمریکایی، کانادایی یا استرالیایی نمی خواند. هر چند در هریک از این کشورها به شیوه‌ای ویژه بدان صحبت می‌شود. هر جا هويت مشترکی وجود دارد و در قالب زبان و آيين خود را نشان می دهد قطعه قطعه کردن آن نشان از يک بحران سياسی-هويتی دارد و يا گرايشی برای ايجاد و دامن زدن به چنين بحرانی

حال به گزارش رسانه  ها در باره نوروز توجه کنید

آسوشیتدپرس در خبری درباره شادباش نوروزی سفیر آمریکا در کردستان عراق به قلم کیم گمل (KIM GAMEL) که در ۲۳ مارس مخابره شد و در تعداد زیادی از رسانه‌های جهانی مانند گاردین، لوس آنجلس تایمز و اینترنشنال هرالد تریبون به چاپ رسید، نوروز را تنها سال نوی «کُردی» - مربوط به کردهای عراق- خواند.

همین خبرگزاری در گزارش دیگری که تقریباً به‌طور همزمان درباره مقاومت ایران در برابر قطعنامه تازه شورای امنیت منتشر شد، نوروز را سال نوی «ایرانی» خوانده است؛ البته نویسندهء این گزارش یک خبرنگار ایرانی به نام علی‌اکبر دارینی است.

اهالی کردستان عراق و ترکیه از جمله مردمانی هستند که نوروز را با علاقه جشن می‌گیرند ولی اختصاص يک جشن فراگير و فراقومی که در منطقه ای از ترکيه تا آسيای ميانه تجليل می شود به يکی از اقوام معين آن ناديده گرفتن هويت مشترک منطقه ای است

نمی دانم بی طرفی که شما از ان دم میزنید این است نویسنده که می گوید میخواهم بی طرف باشم اما ایا به راستی پنهان کردن حقیقت بی طرفی است

 

ایا بی طرفی یعنی بی بی سی سی ان ان ایا اینان واقعا بی طرف هستنند  پس اگر این است گزارش بی بی سی را ببنید   این مرکز خبری در سالهای گذشته، نوروز را Persian New Year یا سال نوی ایرانی می خواند ولی امسال جشن نوروز در گزارشی از جیم میور (گزارشگر پیشین بی.بی.سی در ایران) به یکباره تنها به Kurdish New Year بدل شد.

جیم میور با توجه به تفاوت های مراسم کردهای عراق با اقوام ايرانی در نوروز آن را دليلی برای اشاره خود می داند و می گوید: «از نقطه نظر بین‌المللی و قطعاً کُردی اینکه در گزارش بگویم کُردها سال نوی "ایرانی" را جشن می گیرند هیچ مفهومی ندارد. در کردستان عراق مردم، سنن خودشان را دارند که دربرگیرنده چهارشنبه سوری، هفت سین، سیزده بدر و دیگر مراسم ایرانی نیست. کردها نوروز را به شیوه خودشان جشن می گیرند. اگر در کردستان عراق بایستم و اعلام کنم آنها سال نوی ایرانی را جشن می گیرند با انتقادات بیشتری از سوی مردم آنجا مواجه خواهم شد.»


جیم میور و بی.بی.سی جهانی در مقابل اعتراض ايرانی ها هیچ تغییری در محتوای نوشتاری که منتشر کرده بودند روا نداشتند. آنها آگاهانه يا ناآگاهانه با چنين روشی از سياست جداسازی هويتی مردمی که آيين ها و تاريخ مشترک دارند حمايت می کنند. نقش سياسی ايران در منطقه نيز می تواند فاصله گرفتن از هر چيز «ايرانی» را تشويق کند. اما مساله اين است که نوروز يک مراسم فراملی است و به دولت ايران و رفتار آن مربوط نمی شود. و به هر روی کنار گذاشتن ايرانيان از آن ناديده گرفتن بزرگترين کشور برگزار کننده نوروز است

حمله به تمدن ایران
08/04/2007 13:16:56

دوست عزیز مطالبی که گفتی جالب بود اما  این نشون می ده رسانه های حرفه ای هم در بی طرفی دچار مشکل می شن مثلا ای پی در نوروز با دو دید خبرنگارانش دو خبر متفاوت داده و این ناشی از نفوذ دید و نظر خبرنگار در خبر می تونه باشه

البته قصد من تنها برگزاری نوروز در ترکیه به سبک اونا بود تازه گزارش اول من هم به خاطر اینکه توش بی طرفی رعایت نشده بود و زیادی ملی گرایانه بود رد شد  

حمله به تمدن ایران
08/04/2007 15:05:32
بدون اینکه بخواهم وارد بحث در مورد گفته های ایشان شوم؛ به اطلاع می رسانم متن این نوشته بصورت کاملتر در رادیو زمانه به  آدرس www.radiozamaneh.com قبلا درج گردیده است.
حمله به تمدن ایران
09/04/2007 21:36:20

از روزنامه ی اعتماد

مصداق تهاجم فرهنگي

بازي شبکه خبري بي بي سي با نام «خليج فارس» قابل تامل است. تا جايي که آشکارا نشانه هايي از يک هماهنگي و بازي سياسي در آن به چشم مي خورد.پيشتر يعني تا سال 2005 بي بي سي در برنامه هاي فارسي از نام «فارس» و در برنامه هاي عربي از نام «عربي» براي خليج فارس استفاده مي کرد، ولي در برنامه انگليسي و بين المللي خود همچنان واژه Persian Gulf يعني خليج فارس را به کار مي برد، گرچه در اين نوع ارائه شيطنت آشکاري ديده مي شد، ولي از آنجا که اين شبکه جهاني در بخش انگليسي واقعيت تاريخي خليج فارس را تغيير نمي داد، از سوي افکار عمومي ايران و ايرانيان جهان کمتر مورد انتقاد بود.در دو يا سه سال گذشته روش قبلي ادامه يافت ولي اين شبکه خبري به تدريج Persian Gulf را تبديل به Gulf کرد تا جايي که طي سال گذشته در مواردي بسيار اندک نام اصلي و تاريخي خليج فارس را به کار مي گرفت و در واقع در اخبار و تحليل هاي بي بي سي به طور کامل واژه Gulf جاي Persian Gulf با همان مفهوم خليج جنوب ايران به کار گرفته شد.در اين برهه ايرانيان بايد اعتراض خود را به شدت علني مي کردند و دولت، رسانه ها و مردم، با فعاليتي شبيه آنچه براي نشنال جئوگرافيک انجام شد، مي بايستي در برابر اين اقدام شبکه بي بي سي مي ايستادند، ولي متاسفانه سکوت ايران تا به آنجا ادامه يافت که از چند ماه پيش شبکه خبري انگليسي بي بي سي در کنار استفاده اندک از نام خليج فارس از نام جعلي عربي و خليج بدون هيچ پسوندي براي خليج فارس استفاده مي کند و به نظر مي رسد برنامه يي در جريان است که اين شبکه خبري به تدريج نام جعلي براي خليج فارس را در اخبار خود رسميت دهد.جالب توجه آنکه پيش از بحران دستگيري ملوانان در آب هاي ايران به کار گرفتن نام جعلي براي خليج فارس در شبکه خبري بي بي سي شدت گرفته بود، ولي با آغاز بحران استفاده از اين نام متوقف شد که همين امر نشانه وجود برنامه براي تغيير نام خليج فارس در اخبار بين المللي بي بي سي است.اين ماجرا زماني اتفاق مي افتد که فرهنگ ايراني از سوي غرب آماج شديدترين حملات قرار گرفته است که فيلم 300 با قلب وقايع، تاريخي لشکرکشي خشارياشا نمونه بارزي از آن است.اعلام نوشتن کتاب و سناريو و ساختن فيلم درباره بازداشت ملوانان در آب هاي ايران نيز بخشي ديگر از اين حمله فرهنگي است...

و دولت بريتانيا با توجه به برنامه مصاحبه ملوانان و آنچه طي چند روز گذشته با قلب حقايق عنوان شده است، قصد دارد از اين ماجرا به نفع جريان تهاجم فرهنگي سوءاستفاده کند.در واقع غرب و به ويژه بريتانيا براي حمله فرهنگي به ايران نقشه هاي وسيعي دارند و جنگ عليه کشور ما را از پايگاه فرهنگي آغاز کرده اند؛ جنگي که اگر با مقاومت شديد ايرانيان روبه رو نشود نتيجه يي مخرب تر از حمله نظامي خواهد داشت.در چنين فرآيندي رسانه هاي ايراني و حتي رسانه هاي فارسي زبان در سراسر جهان وظيفه مهمي بر گردن دارند. جنگ موجود، جنگ با فرهنگ و تاريخ ايران است که طرف مقابل بيشترين موجوديت رسانه يي خود را در مطبوعات و تلويزيون و سينما به کار گرفته است.پيشنهاد مي کنم رسانه هاي کشورمان، به ويژه روزنامه ها از امکانات خود براي مقابله با اين حمله فرهنگي استفاده کنند و حتي ضمن برقراري تماس با کادرهاي رسانه يي در کشورهاي ديگر آنان را از قلب تاريخ بازدارند و ايران را آنچنان که هست به آنان معرفي کنند.