من و برادر بزرگترم ،چندي پيش كه او از فرنگ به ايران آمده بود ،در شهرستان زادگاهمان تصميم گرفتيم براي صحبت به جايي مثل يك كافه برويم ،راستش همچين جايي پيدا نكرديم و مدت صحبت در اتومبيل و در حال مصرف سوخت ليتري 80 تومان آزاد طي شد !!
برادرم ميگفت جاي يك جاهايي مثل " پاب " در بسياري جاهاي ايران خاليست و من گفتم منظورت اين است كه چه خوب بود قهوه خانه هاي قديم خودمان كه پاتوق دوستان هم محله و دوستان جديد بود از رونق نمي افتادند و او تاييد كرد .
من تا امروز كه مطلبي را در باره كافه تيتر خواندم آنرا نميشناختم و اگر حمل بر بي فرهنگي نشود زوج جوان مالك آنرا هم همينجور اما فكر ميكنم اين كافه يكي از همان جاهايست كه من و برادرم آرزوي داشتن آنرا داشتيم ( داريم ) و با وجود اينكه درست نفهميدم كه چرا بايد تعطيل شود اما اميدوارم روزي به فرزندانم بگويم :
اينجا همان كافه تيتر مشهور است ! كافه اي مثل كافه نادري كه پدران ما ميرفتند و روي صندليهاي لهستاني اينجا خيلي ها نشستند ...خيلي ها كه امروز ، بقاي ما به واسطه آنهاست ...