برای من احساس آقای " جوآن من " ، در لحظه ورود به کشورش، یک حس صمیمی، تلخ و بسیار آشناست .
گزارش و مصاحبه نیما من را برد به تمام لحظات تنهایی که در بدو ورود به جایی داشته ام . البته اینجا نمیخوام درباره تجربیات شخصی ام در فرودگاه ها حرف بزنم . بیشتر دوست دارم دررابطه با مطلبی حرف بزنم که شخصا اون را نمونه خوبی از روزنامه نگاری مدرن می دونم .
نوشتن یا درست کردن چنین گزارش هایی که ریشه در زندگی های معمولی و روزمره داره، بدون شک کار چندان ساده ای نیست، هرچند ممکن در نگاه اول اینطور به چشم نیاد . ولی تهیه چینین مطالبی یک ویژگی منحصر به فرد داره و اون ایجاد یک رابطه صمیمی با مخاطب است .
بیایید برای این گزارش ها یک اسم انتخاب کنیم . من بهش میگم"زندگی واقعی" . ممکن بعضی ها بگن" شیوه زندگی" که ترجمه ای از دو کلمه"لایف استایل" هست .
هرچی که هست موضوع مهم اینه سر زدن به زندگی های معمولی خودش کلی جذابیت تو دلش داره . جواب " که چی " گزارش حتما و الزاما نباید یک چیز مبهوت کننده باشه ، چرا که اینجا بحث گزارش های خبری مطرح نیست . برای من خیلی جالب که فوکوس گزارش نیما براساس احساسات یک شخص عادی استوار شده است .
ازهمه اینها مهمتر شجاعت و جسارت پرداختن به چنین موضوعاتی . در پیرامون همه ما هرروزه هزاران اتفاق میافته که هرکدومشون میتوانند سرفصل شروع یک گزارش عالی باشند . امیدوارم بازهم گزارش هایی از این دست تو زیگ زاگ ببینیم . ( نمونه های بسیار خوبی هم تا حالا داشتیم )